پژوهشکده بهداشت
پژوهشکده بهداشت
پژوهشکده بهداشت

واکسن به‌جای امنیت زیستی؛آیا صنعت طیور ایران به مصرف دائمی واکسن وابسته شده است؟

گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر جمشید رزم‌یار» استاد دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران:

آمارهای رسمی از بازاری حدود ۱۰٫۵ تا ۱۱ میلیارد دوز واکسن طیور در سال سخن می‌گویند؛ اما اختلاف میان تولید، واردات، توزیع و مصرف واقعی، برنامه‌های سنگین واکسیناسیون و ضعف امنیت زیستی، پرسشهای جدی درباره سیاست کنترل بیماری‌های طیور ایجاد کرده است. در این گفت‌وگو، دکتر جمشید رزم‌یار بر ضرورت شفافیت آماری، استقلال حرفه‌ای دامپزشکان و بازگشت از «واکسن‌محوری» به پیشگیری، پایش و ریشه‌کنی تأکید می‌کند.

حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی:‌ آمارهای رسمی از بازاری حدود ۱۰٫۵ تا ۱۱ میلیارد دوز واکسن طیور در سال سخن می‌گویند؛ اما اختلاف میان تولید، واردات، توزیع و مصرف واقعی، برنامه‌های سنگین واکسیناسیون و ضعف امنیت زیستی، پرسش‌های جدی درباره سیاست کنترل بیماری‌های طیور ایجاد کرده است. در این گفت‌وگو، «دکتر جمشید رزم‌یار» بر ضرورت شفافیت آماری، استقلال حرفه‌ای دامپزشکان و بازگشت از «واکسن‌محوری» به پیشگیری، پایش و ریشه‌کنی تأکید می‌کند.

حکیم مهر: بر اساس آمارهای منتشرشده، نیاز سالانه صنعت طیور ایران حدود ۱۰٫۵ تا ۱۱ میلیارد دوز اعلام شده است؛ حدود ۳٫۵ میلیارد دوز تولید داخل و نزدیک به ۷٫۵ میلیارد دوز واردات. آیا این ارقام تصویر واقعی بازار را نشان می‌دهند؟

پیش از هر قضاوت باید روشن شود منظور از «دوز» چیست. آیا هر آنتی‌ژن موجود در یک واکسن چندگانه یک دوز محسوب شده یا هر نوبت مصرف یک فرآورده، صرفنظر از تعداد آنتی‌ژن‌ها، یک دوز به حساب آمده است؟ تولید، واردات، توزیع و مصرف واقعی چهار مفهوم متفاوت‌اند. بخشی از واکسن ممکن است در انبار بماند، منقضی شود، در سال بعد مصرف شود یا به صورت چندظرفیتی ثبت شود. بنابراین اعلام اینکه چند میلیارد دوز تولید یا وارد شده، به تنهایی میزان مصرف واقعی را مشخص نمی‌کند. برای قضاوت علمی باید آمار به تفکیک نوع واکسن، بیماری، شرکت تولیدکننده یا واردکننده، نوع گله، استان، موجودی انبار، ضایعات و مصرف نهایی منتشر شود.

حکیم مهر: جمعیت تقریبی طیور ایران چقدر است و این جمعیت چه نسبتی با حجم واکسن مصرفی دارد؟

برای برآورد، باید جمعیت را به صورت «پرنده-دوره» دید، نه فقط موجودی یک روز مشخص. جوجه‌ریزی گوشتی سالانه کشور حدود ۱٫۵ تا ۱٫۶ میلیارد قطعه برآورد می‌شود. جمعیت مرغ تخم‌گذار فعال حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون قطعه، پولت جایگزین سالانه حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون قطعه و مرغ مادر حدود ۱۰ تا ۱۳ میلیون قطعه در نظر گرفته می‌شود. جمعیت اجداد و لاین بسیار کمتر است، اما برنامه واکسیناسیون آنها سنگین‌تر و حساس‌تر است.
با این جمعیت، اگر هر آنتی‌ژن جداگانه شمرده شود، مصرف می‌تواند حدود ۱۹ تا ۲۰ میلیارد دوز آنتی‌ژنی باشد. اگر واکسنهای ترکیبی یک فرآورده محسوب شوند، نیاز تقریبی حدود ۱۱٫۵ تا ۱۵ میلیارد دوز فرآورده تجاری خواهد بود. بنابراین رقم ۱۱ میلیارد فقط در صورتی قابل تفسیر است که تعریف واحد شمارش کاملاً روشن باشد.

حکیم مهر: برنامه واکسیناسیون رایج در ایران چقدر سنگین است؟

در مرغ گوشتی، برنامه‌ای شامل سه نوبت برونشیت زنده، سه نوبت نیوکاسل زنده، یک نوبت نیوکاسل کشته، یک نوبت H9 و دو نوبت گامبورو، معادل حدود ۱۰ دوز آنتی‌ژنی است. اگر واکسن‌های نیوکاسل-برونشیت و نیوکاسل-H9 ترکیبی باشند، این برنامه تقریباً به ۶ تا ۸ نوبت فرآورده کاهش می‌یابد.
در مرغ تخم‌گذار تا شروع تولید حدود ۲۸ تا ۳۲ دوز آنتی‌ژنی و در مرغ مادر حدود ۴۰ تا ۴۳ دوز آنتی‌ژنی استفاده می‌شود. پس از تولید نیز نیوکاسل و برونشیت در بسیاری از گله‌ها ماهانه تکرار می‌شوند. بنابراین مجموع دریافت هر پرنده تخم‌گذار یا مادر در طول دوره می‌تواند از ۵۰ تا ۶۰ دوز آنتی‌ژنی فراتر رود.

حکیم مهر: آیا این میزان مصرف نسبت به کشورهای بزرگ تولیدکننده طبیعی است؟

نسبت به کشورهایی که امنیت زیستی قوی، تراکم کنترل شده، پایش مستمر، قرنطینه مؤثر و برنامه واقعی حذف و ریشه‌کنی دارند، برنامه ایران سنگین‌تر است. در بسیاری از مناطق کم‌خطر آمریکا و اروپا، مرغ گوشتی حدود ۴ تا ۶ آنتی‌ژن یا ۳ تا ۵ نوبت فرآورده دریافت می‌کند. در ایران این عدد ممکن است به ۱۰ آنتی‌ژن و ۶ تا ۸ نوبت برسد.
پس مصرف ایران نسبت به الگوی کم‌فشار جهانی بالاتر است، اما در کشورهایی با گردش دائمی نیوکاسل، برونشیت، گامبورو و آنفلوانزا چنین برنامه‌ای غیرقابل انتظار نیست. مسئله اصلی این است که آیا این فشار بیماری اجتناب‌ناپذیر است یا نتیجه ضعف مزمن در پیشگیری و امنیت زیستی.

حکیم مهر: شما معتقدید واکسن در ایران جای امنیت زیستی را گرفته است؟

در بخشهایی از صنعت چنین اتفاقی افتاده است. واکسن باید یکی از اجزای برنامه کنترل بیماری باشد، نه جایگزین امنیت زیستی، قرنطینه، پایش، تشخیص سریع و حذف کانون. وقتی کنترل تردد افراد و خودروها، مدیریت کود و لاشه، فاصله واحدها، ضدعفونی، کنترل بازار پرنده زنده و نظارت بر جوجه‌کشی‌ها ضعیف باشد، واکسن به ابزار دائمی برای تحمل بیماری تبدیل می‌شود.
به زبان ساده، به‌جای درمان درد صنعت، بیشتر به واردات مسکن و مقدار محدودی تولید همان مسکن پرداخته‌ایم. این سیاست ممکن است تلفات را کاهش دهد، اما عامل بیماری‌زا را از صنعت حذف نمی‌کند.

حکیم مهر: درباره ورود آنفلوانزای تحت حاد H9 چه انتقادی دارید؟

پس از ورود H9، به جای آنکه منشأ ورود، مسیر گسترش و راه‌های مهار آن با شفافیت کامل بررسی شود، برای مدتی اصل ورود و گستردگی بیماری به شکل لازم مطرح نشد. سپس واکسیناسیون گسترده، حتی در گله‌های گوشتی، به محور اصلی کنترل تبدیل شد.
از آن زمان به جای برنامه‌ای برای کاهش گردش ویروس، حذف تدریجی کانون‌ها و ارتقای امنیت زیستی، مصرف حجیم واکسن به روال دائمی صنعت تبدیل شد. واکسن ممکن است تلفات و افت تولید را کم کند، اما اگر ویروس همچنان میان گله‌ها در گردش باشد، مشکل بنیادی حل نشده است.

حکیم مهر: آیا واکسن آنفلوانزا جلوی عفونت را می‌گیرد؟

بسیاری از واکسن‌های آنفلوانزای طیور، به‌ویژه واکسن‌های غیراستریل کننده، شدت علائم، مرگ‌ومیر و میزان دفع ویروس را کاهش می‌دهند؛ اما الزاماً از عفونت کامل جلوگیری نمی‌کنند. ممکن است پرنده واکسینه شده آلوده شود، علائم خفیف‌تری نشان دهد و همچنان ویروس را در گله منتشر کند.
این وضعیت تشخیص را دشوارتر می‌کند و احتمال گردش خاموش ویروس را افزایش می‌دهد. بنابراین واکسن بدون پایش ویروس‌شناسی، نمونه‌گیری منظم و امنیت زیستی قوی می‌تواند تصویری کاذب از کنترل بیماری ایجاد کند.

حکیم مهر: شما به خطر بازآرایی ژنتیکی میان ویروس‌های تحت‌حاد و فوق‌حاد اشاره کرده‌اید. این خطر چگونه ایجاد می‌شود؟

ویروس آنفلوانزای A دارای هشت قطعه ژنی است. اگر یک سلول به دو ویروس متفاوت آلوده شود، امکان بازآرایی ژنی یا Reassortment وجود دارد و ویروس‌های جدیدی با ترکیب قطعات ژنی دو ویروس ایجاد می‌شوند. در بیان ساده، اگر برای چند جزء ژنی دو انتخاب متفاوت در نظر گرفته شود، تعداد زیادی ترکیب بالقوه به وجود می‌آید؛ برای شش جزء دوحالتی حداقل ۶۴ ترکیب نظری قابل تصور است. البته همه این ترکیب‌ها پایدار، قابل انتقال یا بیماری‌زا نیستند، اما اصل خطر علمی و جدی است.

حکیم مهر: در سال ۲۰۰۵ چه نمونه‌ای در قزوین جدا شد؟

در سال ۲۰۰۵، گروه بیماری‌های طیور دانشگاه تهران، متشکل از اینجانب، دکتر پیغمبری و دکتر برین، ویروسی را از یک مرغداری در استان قزوین جدا کرد که بر اساس بررسی‌های انجام شده، پنج ژن آن شباهت بیشتری به ویروس تحت‌حاد و سه ژن آن شباهت بیشتری به ویروس فوق‌حاد داشت. این جدایه با تلفات بالا همراه بود و موضوع به سازمان دامپزشکی گزارش شد.
برای قضاوت مستقل علمی، توالی‌های ژنی، نتایج آزمایشگاهی و گزارش رسمی آن جدایه باید در دسترس جامعه علمی قرار گیرد. هدف از بیان این موضوع، برجسته کردن خطر هم‌گردشی ویروس‌ها و ضرورت پایش ژنتیکی مستمر است.

حکیم مهر: با ورود آنفلوانزای فوق‌حاد و تلفات سنگین مرغ‌های تخم‌گذار در قزوین، تهران و قم، واردات واکسن به‌عنوان راه‌حل اصلی مطرح شد. آیا این رویکرد کافی بود؟

در وضعیت اضطراری، واکسن می‌تواند بخشی از ابزار کنترل باشد، اما هرگز تنها راه نیست. اگر مسیر ورود ویروس، جابه‌جایی پرندگان، بازارهای غیررسمی، حمل کود، خودروهای آلوده و ضعف قرنطینه اصلاح نشود، واکسیناسیون فقط شدت بحران را کاهش می‌دهد.
برنامه جامع باید شامل شناسایی سریع، معدوم‌سازی هدفمند، جبران خسارت، محدودیت جابه‌جایی، پایش فعال، ارزیابی ژنتیکی ویروس و امنیت زیستی منطقه‌ای باشد. در غیر این صورت، احتمال ادامه گردش خاموش ویروس و وابستگی دائمی صنعت به واردات یا تولید واکسن وجود دارد.

حکیم مهر: در مورد بیماری آنگارا نیز معتقدید واکسن جای ریشه‌یابی را گرفت؟

با ظهور ناگهانی بیماری آنگارا از شرق کشور، پرسش اصلی باید این می‌بود که عامل بیماری از چه مسیری وارد شد، چه ارتباطی با جابه‌جایی جوجه، نهاده، خودرو یا تجارت مرزی داشت و چرا سامانه پایش نتوانست آن را زودتر تشخیص دهد.
واکسن می‌تواند برای کاهش خسارت لازم باشد، اما جای ریشه‌یابی اپیدمیولوژیک را نمی‌گیرد. اگر علت ورود و انتشار مشخص نشود، چرخه ورود بیماری، گسترش، تلفات، واردات واکسن و مصرف دائمی آن بارها تکرار خواهد شد.

حکیم مهر: این حجم واکسیناسیون چه اثری بر هزینه تولید دارد؟

هزینه فقط قیمت واکسن نیست. زنجیره سرد، حمل، نیروی انسانی، اجرای واکسیناسیون، استرس گله، واکنش‌های پس از واکسن، خطای اجرایی و احتمال تداخل برنامه‌ها نیز هزینه‌زا هستند. این هزینه‌ها در نهایت به قیمت گوشت مرغ و تخم‌مرغ منتقل می‌شوند.
سرمایه‌گذاری در امنیت زیستی ممکن است در ابتدا پرهزینه به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند مصرف واکسن و دارو، تلفات، افت تولید و نوسان بازار را کاهش دهد. کشورهایی که بیماری‌ها را بهتر کنترل کرده‌اند، لزوماً واکسن بیشتری مصرف نکرده‌اند؛ بلکه ساختار پیشگیری مؤثرتری ایجاد کرده‌اند.

حکیم مهر: چرا از ظرفیت گروه بیماری‌های طیور دانشگاه تهران کمتر استفاده می‌شود؟

گروه بیماری‌های طیور دانشگاه تهران سابقه‌ای طولانی در آموزش، تشخیص و پژوهش دارد و بخش بزرگی از متخصصان و مدیران صنعت طیور کشور، مستقیم یا غیرمستقیم، توسط این دانشگاه تربیت شده‌اند. با وجود این ظرفیت، گاهی در تصمیمات مهم ملی نظر گروه‌های دانشگاهی مستقل به اندازه کافی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.
در مقابل، ممکن است افرادی مورد مشورت قرار گیرند که خود در تولید، واردات یا عرضه واکسن ذی‌نفع باشند. تصمیم‌گیری علمی نباید در انحصار دانشگاه تهران یا هیچ نهاد دیگری باشد، اما ترکیب کمیته‌ها باید متوازن، شفاف و فاقد تعارض منافع اعلام نشده باشد.

حکیم مهر: برای خروج از چرخه بیماری، واکسن و وابستگی مجدد چه باید کرد؟

نخست باید پذیرفت که واکسن تنها یکی از ابزارهاست. برنامه ملی کنترل بیماری‌های طیور باید بر امنیت زیستی اجباری و قابل ارزیابی، پایش فعال و انتشار سریع داده‌ها، ریشه‌یابی اپیدمیولوژیک، جبران خسارت عادلانه، بازبینی منطقه‌ای برنامه واکسیناسیون و شفافیت کامل در تولید و واردات استوار باشد.
هدف نباید صرفاً افزایش یا کاهش عدد واکسن باشد. هدف باید کاهش گردش عوامل بیماری‌زا، حذف تجویزهای غیرضروری، کاهش نیاز به واکسیناسیون اضطراری و حرکت تدریجی از «تحمل بیماری» به سمت کنترل و ریشه‌کنی باشد.

حکیم مهر: با توجه به انتصاب دکتر وحید صالحی به عنوان سرپرست سازمان دامپزشکی کشور، شما چه انتظاراتی از ایشان دارید؟

بنده دکتر صالحی را همواره فردی علمی، توانمند، با تجربه مدیریتی ارزشمند و دارای روحیه‌ای پرانرژی و مسئولیت‌پذیر شناخته‌ام. به همین دلیل امیدوارم در دوره مسئولیت ایشان، نگاه ویژه‌ای به صنعت طیور کشور معطوف شود.
صنعت طیور یکی از مهم‌ترین بخش‌های کشاورزی ایران است که نقش تعیین‌کننده‌ای در امنیت غذایی، معیشت خانوارها، اشتغال و اقتصاد کشور دارد. بنابراین، سیاست‌گذاری در این حوزه باید مبتنی بر شواهد علمی، آینده‌نگر و به دور از تصمیمات مقطعی باشد.
به اعتقاد من، دفتر طیور سازمان دامپزشکی کشور می‌تواند با بهره‌گیری از ظرفیت دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و پژوهشکده‌های تخصصی مرتبط، پروتکل‌ها و سیاست‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدتی را برای حرکت تدریجی به سمت کاهش وابستگی به واکسیناسیون و در نهایت خروج از واکسن در بسیاری از بیماری‌های قابل کنترل تدوین کند. تحقق چنین هدفی مستلزم برنامه‌هایی است که دارای شاخص‌های قابل اندازه‌گیری در ابعاد آموزشی، پژوهشی و اجرایی باشند و مدیران و مجموعه‌های مسئول نیز در طول زمان نسبت به میزان تحقق این اهداف پاسخگو باشند.
نکته مهم دیگر، استفاده از ظرفیت متخصصان واقعی این حوزه در فرآیند تصمیم‌سازی است. انتظار می‌رود در تدوین سیاست‌ها از به‌کارگیری افرادی که فاقد تخصص مرتبط هستند، خارج از حوزه تخصصی فعالیت می‌کنند یا احتمال وجود تعارض منافع درباره آنان مطرح است، پرهیز شود تا تصمیمات صرفاً بر پایه شواهد علمی و منافع ملی اتخاذ شوند.
در پایان، برای دکتر صالحی آرزوی موفقیت دارم. امیدوارم روزی برسد که یا مدیران این فرصت را داشته باشند که بدون تأثیرپذیری از تغییرات خارج از حوزه تخصصی خود، برنامه‌های کلان را به طور کامل اجرا کنند، یا اینکه سیاست‌های بلندمدت کشور آن‌چنان علمی، پایدار و قابل اجرا تدوین شوند که تغییر مدیران موجب تغییر مسیر و اهداف راهبردی نشود.

جمع‌بندی حکیم مهر

آمار رسمی از حدود ۱۰٫۵ تا ۱۱ میلیارد دوز واکسن طیور در سال سخن می‌گوید، در حالی که برآورد مبتنی بر برنامه‌های رایج، حدود ۱۱٫۵ تا ۱۵ میلیارد دوز فرآورده تجاری یا ۱۹ تا ۲۰ میلیارد دوز آنتی‌ژنی را محتمل می‌داند. اختلاف میان این ارقام، بدون تعریف روشن «دوز» و انتشار داده‌های مصرف واقعی، قابل حل نیست.
پرسش اساسی این نیست که واکسن لازم است یا خیر؛ بلکه این است که آیا واکسن در کنار امنیت زیستی، قرنطینه، پایش و ریشه‌کنی استفاده می‌شود یا به‌جای همه آنها نشسته است. همچنین شفافیت در تعارض منافع، نسخه‌نویسی ژنریک، میزان واقعی مصرف و نقش شرکت‌های تولید و پخش، برای حفظ اعتماد صنعت ضروری است.

تاریخ انتشار: 14 August 2026 - ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۱

کالایی ثبت نشده است

جمع :0تومان
قابل پرداخت :0تومان
ثبت سفارش